درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : محمدباقر ساجدی
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبرد اراده ها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 13 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدباقر ساجدی

ایام شهادت تسلیت یه نوحه میذارم از حاج مهدی خادم اذریان حجمش کمه  ولی فوق العاده است

http://snd1.tebyan.net/1389/02/ya zahra67432.mp3






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدباقر ساجدی

اول از همه سلام.

دوما باید عذر خواهی بکنم بابت تاخیر در اراِئه مطلب جدید.واقعیتشو بخواین سرم بدجور شلوغ بود واز لحاظ روحی خسته شده بودم بابت چندتا مسئله ولی خوب به ناچار بعد اینکه دیدم چندتا از دوستان ناراحت شده بودن که چرا مطلب جدید نمیذارم برحسب وظیفه بازم اومدم.

واقعیتش چند وقته که ناخواسته یه سری مطالعات شروع کردم تو حوزه تعلیم وتربیت واینکه چرا نسل جدید در حوزه تربیت جوانان وکودکان خود با مشکل مواجه میشوند و معمولا بچه ها از لحاظ اعتقادی یه پله عقب تر از بزرگترهاشون بزرگ میشن.

آیا واقعا ما توانایی ارائه دین خودمون رو به صورت درست (نه درشت)به بچه هامون نداریم؟؟؟

خب این مگر نص صریح آیه قرآن نیست که می فرماید :قو انفسکم واهلیکم نارا ! خودتان واهلتان را از آتش نگه دارید.پس با این حساب چرا خانواده ها در این حوزه به این صورت کم کاری میکنند؟اصلا چرا به جوان امروزی این قدر تهمت و افترا زده میشود؟مگر جوان امروزی چه گناهی کرده است که کسی توانایی توجیه مسائل دینی و اعتقادی اورا ندارد؟

فکر کنم با دو بحث اصلی این مطلب یعنی درشت نشان دادن دین وعدم توجیه کودکان وجوانان آشنا شده باشید.

شاید شنیدن برخی از حرفهای جوان امروزی خالی از لطف نباشد:پدر ومادر عزیز دین تو عبارت است از نیرویی که تو را از دنیا غافل میکند.همه چیز تو شده است آخرت وتو دنیای مرا میخواهی با این کارها نابود کنی.آری من به همان سارتری معتقدم که میگوید اگر کسی از مادرش فلج به دنیا بیاید اگر قهرمان ورزش نشود خودش مقصر است.آری من یک اگزیستانسیالیست شدم ومیخواهم خودم جامعه خودم را رها بسازم.

پدر ومادر عزیز تو امروز به جوانت دین  نه! آموختی .این جوان هرکاری کرد گفتی نگو.نپرس.نفهم.نرو.ننویس.نخوان.....این جوان دنبال آری وتشویق است.

چند بار قصه وسخنان جالب قرآنت را به فرزندت خواندی وگفتی؟آیا غیر از این است که تنها کاربرد قرآن برایت چسباندن آن برای سینه ات هنگام مشکلات وبالای سر گرفتنش هنگام مسافرت بوده است؟

بخش های دیگری هم هستند که باید به انها پرداخت به عنوان مثال ما چقدر توانستیم نسل جدید را قبول کنیم وبا انها کمی خرف بزنیم یا در انها ایجاد دغدغه کنیم؟؟؟

اری ما فقط خودمان را همیشه دیدیم وخودمان را....

مثال بارزش افراد متدینی که در مسجد هستند ووقتی جوانی با قیافه ای جدید وارد میشود چنان به قالب او می اندازند که ان سرش ناپیدا.یا نمونه دیگرش بعضی پایگاههای بسیج که تبدیل به جلسات اخلاق مثلا فلان استاد شده است وهرکسی با او هست پیغمبر است وهرکسی با اونیست شمربن ذی الجوشن.برادران من این طرز برخورد درست نیست.نتیجه اش میشود همینی که میبینید.حالا شماها بروید هی بنر مدیریت جهادی برای فرهنگ بزنید.ان از وضعیت خانواده ها واین هم وضع جامعه  چه کنم که هنوز هم نفهمیده اید فرهنگ چیست.....

.حسارتش را هم این ملت باید بدهد.حقش است.

ودر اخر جمع بندی نهایی را با درد میخواهم بنویسم.

 این نسل دارد از دست میروداین نسل در بین 2پایگاه غرب پرست وکهنه پرست تنها مانده واگر کاری نکننیم نابود میشود.این نسل تشنه است.آزاد است اما آواره مانده است.این نسل گرایش به سمت دین دارد اما چون کاری نمیشود دارد به سمت فرهنگ غرب پیش میرود.دارد آن چیزی میشود که دشمنان دینت میخواستند.او تنها مقصر نیست بلکه تو هم تقصیر داری که نتوانستی به سوالهای اعتقادی وبنیادینش جواب بدهی.توهم مقصری که میخواستی فرزندت هم مثل تو دینت را چشم بسته قبول کند وهیچ نپرسد.نه او خواهد پرسید.باید هم بپرسد.خدایت هم گفته که بپرسد.این خوراکی های فکری قدیمی و این شیوه تبلیغ دین واین شیوه ایمان آوردن اورا به دین تو نمی کشاند.این ایمان نمیتواند در مقابل این همه حمله دشمنان دوام بیاورد.شاید دکتر شریعتی بهترین پیشنهاد را داده باشد که فرمود:باید دست به یک رنسانس اسلامی زد وزبان تازه ای برای شناساندن دین و کربلا وحسین وعدالت وجهاد وامامت و ... زد.باید خوراک تازه ای برای این نسل پیدا کرد. تا امروزخانواده مقصر است.تلویزیون مقصر است.روحانیت (نه همه روحانیون)مقصر است.روحانیتی که تا یک مسله سیاسی میشود سریع اعلام حضور میکند ولی حالا دین نسل بعد نابود میشود وروحانیت در عالم خودش مشغول است وحرف از آرمانهایش میزند بدون آنکه پایه را درست کند.حکایت رحیم پور ازغدی حکایت جالبی بود که میگفت روزی پدری مرد برای پسرش وصیت کرد که برایم نماز نخوان که نماز قضا ندارم ولی تا میتوانی برایم وضو بگیر....

شاید حکایت امروز جامعه ما باشد که حرف از اسلام میزند.حرف از مدرسه ودانشگاه اسلامی میزند ولی هنوز پایه کار را درست نکرده و وضو ندارد.

امیدوارم کمی سخنان رهبری در این زمینه را مطالعه کنیم تا بفهمیم او هم چندسال است چنین دغدغه ای دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات